محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

317

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

به ذكر آب مىپردازيم : أما الماء فوقته العطش سواءٌ كان على الطعام أو بعده [ مباحث مربوط به آب ] اما آب ، پس وقت شراب او وجود عطشِ صادق است ، خواه بر طعام بود ، يا بعد او متصلا . و متعلقات اين مبحث به چند مشرب ذكر كنيم : مشرب اندر وقت تشرّب آب بايد دانست كه وقت نوشيدن آب معتدل المزاج را آن است كه در غذا هضم شروع شده باشد كما ينبغى ، يعنى يك ساعت گذشته باشد و افتقار به شرب آب بعد غذا جهت آن است كه در اكثر اغذيه ارضيت غالب است و به واسطه هضم اعتدال قوام لازم ، پس شراب آب ضرور باشد ، يا مهيا كند وى را جهت قبول فعل هاضمه ، چه اگر در اين حالت همراه طعام مائيّت نباشد در معده اغلب كه غذا محترق شود ، چنانچه اجسام ارضيهء يابسه كه بدون آب در ديگ كنند و بسوزد . اما اگر غذاى ذى مائيّت بود معتدل المزاج را اضطراب به آب نباشد . و پوشيده نماند كه اگرچه شرب آب در اثناى طعام و بعد وى فورا منهى است و وجهش در مشرب آينده بيايد ليكن اين منع در حق غير محرورى است ، چه اگر كسى را معده گرم بود وى را جائز ، بل واجب است كه در حال تناول و بعد او متصلا آب همى خورد ، بهر آن كه اگر مصابرت كند بر عطش ، غذا محترق گردد ، اگرچه غذا ذى رطوبت بود ، زيرا كه مائيت طعام در اطفاى حرارت معده اثر ندارد . و كذا آب غير معتدل البرد كه قليل البرودة باشد حسب بُعد او از درجهء اعتدال ، اثر در تسكين كمتر دارد ، كما لا يخفى . و ايضا بدانند كه بعض مردم محرورىّ المعده را شهوت طعام ضعيف مىباشد و چون آب سرد مىنوشند اشتها قوى مىشود . بالجمله ، توقيت آب مفوض بر حال مزاج است و چون پديد آمدن عطش صادق دليل احتياج طبيعت است و منع از آن باعث مضرت ، صاحب كتاب بر سبيل اطلاق گفته كه فوقته العطش سواء كان على طعام أو بعده غايت آن كه مراد از اين نه آن است كه متابعت بر اولى خواهش ضرورى باشد ، بلكه مقصود آن كه چون عطش كامل باشد در هيچ حال وى را رد نبايد كرد ، به شرطى كه صادق بود . و مع ذلك عند شرب آن در اوقات منهيه غير محرورى مزاج را بايد كه كمتر نوشد و بر سبيل امتصاص تشرّب نمايد . و اگر عوض آب صِرف ، شربت خام نبات يا قند خورد بهتر باشد . و فرق در عطش صادق و كاذب به مشرب عليحدّه گفته شود . مشرب اندر اوقات منهيهء تشرّب آب بايد دانست كه از جملهء اوقات مذكور يكى آن است كه در اثناى طعام يا بعد او فورا تشرّب واقع شود و گذشت كه منهيّت وى مخصوص البعض است و مختص مردم بارد المعده و كثير البلغم . دوم آن كه بر نهار و ناشتا بود و منع تشرّب آب در اين وقت جهت آن است كه چون معده خالى است آب بلاتمهّل ، باقيا على برده به اعضاى رئيس مىرسد ، پس اگر به دل رسد خوف دارد كه حرارت غريزى را بيفزايد و بميراند ، بغتةً بكشد و اگر به جگر رسد خوف دارد كه استسقا آرد . و ايضا شراب آب در نهار ، اعصاب و احشاء و